نوشتنی ها و خواندنی ها

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط taxidermist » چهارشنبه دی 5, 91 1:11 am

alireza نوشته است:دکی
یکی بیاد این جماعت ارازل و اوباش رو ادب کنه
دم همتون گرم
من این وسط سفید رو شدم داداش =))

عزیزم ما داریم کاراموزی می کنیم به گرد پای شما هم تو ادب نمی رسیم!!! ;) :D
هیچوقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید....مهاتما گاندی

برای این پست از taxidermist تشکر شده است :
alireza
آواتار کاربر
taxidermist
 
پست: 2092
تاریخ عضویت: دوشنبه اردیبهشت 4, 91 6:13 pm
محل اقامت: global village
تشکر کرده: 6947 بار
تشکر شده: 8268 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط Omid » چهارشنبه دی 5, 91 1:19 am

شیخ را پرسیدﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ؟ شیخ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ. ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟ شیخ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟ و پرسشگران در فکری عمیق فرو رفتند تا آنجا که مریدان مجبور شدند نعره بزنند و آنها را از اندیشه خارج کنند و سپس آدرس بیابانی خوب و ارزان را بر آنها عرضه داشتند تا به آنجا گسیل شوند.

تصویر

برای این پست از Omid تشکر شده است : 8
alirezaaminBehrangBIKALreza53saeidshadowvm68
آواتار کاربر
Omid
 
پست: 1514
تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 4, 91 12:13 am
محل اقامت: كاليفرنيا
تشکر کرده: 2925 بار
تشکر شده: 8486 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط alireza » چهارشنبه دی 6, 91 8:47 am

amin نوشته است:بچه ها بفرمایید تو رو خدا... خجالت نکشید یه وقت ها!! خ ب س ش ناراحت میشم..
راحت باشید

دست شما درد نکنه ما که راحتیم
شما هم راحت باش
:p :D

برای این پست از alireza تشکر شده است :
shadow
آواتار کاربر
alireza
 
پست: 456
تاریخ عضویت: چهارشنبه اردیبهشت 6, 91 6:29 pm
محل اقامت: تهران
تشکر کرده: 3219 بار
تشکر شده: 1403 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط amin » سه شنبه دی 12, 91 3:25 pm

آدم اگر خوش ماتم زده باشه ..خوب يه جوري با خودش كنار مياد.. خودش رو به خلي ميزنه ..چميدونم صحرا ميره با اين و اون ميپره تا خالي بشه.. يا اينكه بلاخره با خرابي خودش كنار مياد..
اما امان از روزي كه .. خونه ت ماتم زده باشه.. مسخره بازي دراري كه شادشون كني..ميگن از غم ما خوشحاله..
بري بيرون.. تنهاشون گذاشتي!
خلاصه خوب چيزي نيست.. خُلق آدم رو ميگيره.. هي پناه ميبري به چيزايي كه هم باشي و هم نباشي.. يعني جسمت كنارشون باشه اما روحت، خداميدونه!
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخيز و به جام باده كن عزم دست
كين سبزه كه امروز تماشا گه توست
فردا همه از خاك تو برخواهد رست
او را خود التفات نبودي به صيدمن
............................ من خويشتن اسير كمند نظر شدم

برای این پست از amin تشکر شده است : 12
001alirezaBIKALkohgardOmidreza53saeidshadowtaxidermistvm68 و 2 کاربر
آواتار کاربر
amin
Site Admin
 
پست: 2305
تاریخ عضویت: جمعه اردیبهشت 1, 91 9:49 pm
محل اقامت: اهواز
تشکر کرده: 2025 بار
تشکر شده: 7997 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط soror » چهارشنبه دی 12, 91 12:31 am

لاک‏پشت و خرگوش
یک روز یک لاک‏پشت میانه رو و لیبرال با یک خرگوش تندرو و رادیکال مسابقه دادند. خرگوش به سرعت به طرف هدف حرکت کرد، اما لاک‏پشت به کندی راه می‏رفت. وسط راه خرگوش به اتهام تندروی دستگیر و محاکمه و زندانی شد. لاک‏پشت هم پس از چند روز وقتی به مقصد رسید، دید عده ای از مردم و تماشاگران جمع شدند و بهش بدوبیراه می‏گن و اون رو به عنوان موجودی میانه رو و سازشکار عامل زندانی شدن خرگوش می دونن. هرچی گفت من در زندانی کردن خرگوش هیچ نقشی نداشتم، کسی باور نکرد.
نتیجه‏گیری اخلاقی: اصولاً مسابقه دادن در جایی که ممکن است آدمهای تندرو را زندانی کنند؛ کار درستی نیست.
کپی/پیست
تير زدن ؟ يا هدف زدن؟ مسئله اين است!

برای این پست از soror تشکر شده است : 4
BIKALOmidtaxidermistvm68
آواتار کاربر
soror
 
پست: 90
تاریخ عضویت: سه شنبه مهر 11, 91 3:44 pm
تشکر کرده: 68 بار
تشکر شده: 274 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط Omid » چهارشنبه دی 12, 91 12:51 am

نقل است كه شبى شيخ در پنت هاوس خود در زعفرانيه نشسته بود و با آب طلا اورقى از كتاب خود در فضيلت فقر و قناعت را مينوشت. نیمه‌های شب بود که صدای پایی را از پشت بام شنید. تيغ برکشید و به بالای بام رفت. مردکی ریشو با جامه‌ای سرخ دید که به زور می‌خواهد وارد دود کش شود. شيخ فریاد زد مردک در این نیمه شب چه می‌کنی؟ نکند از اشقیایی هستی که جدم را کشتند، با این جامه‌ی قرمزت؟ پیرمرد آرام گفت: یا شيخ! پاپا نوئلم و برای کودکان هدیه می‌آورم چنانکه رابين هود نان به خانه بیوه زنان می‌برد.شيخ نیشخندی بر لبش نشست و با چشمکی فرمود: ناقلا پس تو هم بیوه زنان محل را اغفال میکنی؟ پیرمرد گفت: نه! به كرامت شيخ قسم که این کار پلیدی است. هدف من دلخوشی کودکان است. شيخ با عصبانیت فرمود: اگر اینگونه است از چشمم افتادی که بزرگان فرموده اند جاهل را نبینی مگر کار بیهوده کند.

برای این پست از Omid تشکر شده است : 8
001AlborzHunterBIKALmasoudsadeghiorum_huntertaxidermistvm68سید علی
آواتار کاربر
Omid
 
پست: 1514
تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 4, 91 12:13 am
محل اقامت: كاليفرنيا
تشکر کرده: 2925 بار
تشکر شده: 8486 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط Omid » شنبه دی 16, 91 6:05 am

آن خلیفة الهی، آن دعامة نامتناهی، آن سلطان العارفین، آن حجةالخلایق اجمعین، آن پخته جهان ناکامی، شیخ بهرنگ آملى بسطامی رحمةالله علیه، اکبر مشایخ و اعظم اولیا بود، و حجت خدای بود، و خلیفه بحق بود، و قطب عالم بود، و مرجع اوتاد، و ریاضات و کرامات و حالات و کلمات او را اندازه نبود و در اسرار و حقایق نظری نافذ، و جدی بلیغ داشت، و دایم در مقام قرب و هیبت بود. و غرقه انس و محبت بود پیوسته تن در مجاهده و دل در مشاهده داشت، و روایات او درعلم التفنگ عالی بود، و پیش از او کسی را در معانی طریقت چندان استنباط نبود تا به حدی که جان براونينگ گفت: بهرنگ در میان ما چون جبرائیل است در میان ملائکه.

از كلام اوست: "غیر از یک سری تفاوتهای فاحش بین بعضی‌ از کالیبرها و حیوانات خاص و مشخصی‌ که برای شکارشون باید از اون کالیبرها استفاده کرد بقیشون تفاوتهای جزئی با هم دارن، مخصوصا در شکارگاه". و از اين كلام ياران هيچ نفهميدند كه تفاوت بين كاليبر و شكار در چيست و اين از معجزات شيخ بيود. نقل است که چون از مکه می‌آمد به همدان رسید. تخم معصفر خریده بود. اندکی از او بسر آمد، برخرقه بست. چون به آمل رسید یادش آمد. خرقه بگشاد، مورچه ای از آنجا بدر آمد. گفت: ایشان را از جایگاه خویش آواره کردم. برخاست و مورچه را به همدان برد. آنجا که خانه ایشان بود بنهاد. و از بركت اين شفقت خداى تعالى 7 تفنگ شكارى در هفت كاليبر مختلف به او داد.

نقل است که وقتی سیبی سرخ برگرفت و در نگریست گفت: این سیبی لطیف است. به سرش ندا آمد که: ای بنده حق! شرم نداری که نام ما بر میوه ای نهی? و چهل روز نام خدای بر دلش فراموش شد. شیخ گفت: سوگندخوردم تا زنده باشم میوه نخورم. و پس از اين كرامت بود كه او را بسطى عظيم فرا آمده و گوشتخوار شد...


تصویر

برای این پست از Omid تشکر شده است : 7
001BehrangBIKALreza53saeidtaxidermistvm68
آواتار کاربر
Omid
 
پست: 1514
تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 4, 91 12:13 am
محل اقامت: كاليفرنيا
تشکر کرده: 2925 بار
تشکر شده: 8486 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط Behrang » شنبه دی 16, 91 3:50 pm

یا شیخ ابو امید جهرم ابن کالیفورنیایی! من هیچ ندانستی که تو این حدیث مفصل را از کجای آناتومی خاکی خود به در آورده ای؟! تو گویی عجب ندارم که قال اهل دیار کالیفورنیا تا بوده چنین بوده!! بهرنگ آملی (در رابطه با تعلق او به بسطام، به نسخه دستنویس و نیم سوخته موجود در موزه مسکو مراجعه شود) را اما داستانی‌ دیگر است که هر زیبا رویی او را دیدی بی‌ درنگ انتقامی هنگفت برایش نقشه کشیدی چرا که زیبارویی آن پرخرامنده در نزد بهرنگ، به پشیزی هم بها نرسیدی و شیخ آملی را همواره قنداق سلاح آتشین در آغوش کشیدن بسیار و بسیار خوشتر آمدی.....!!! (در تحیق جامع مورخین شرق شناس موزه لندن، چنین کشف شده که گویا طبق نسخ دیگری به زبانهای مغولی، سانسکریت و بنگالی کهن، مادر شیخ و جمعی از نزدیکانش او را مجنون می‌‌دانستند)
ما به طبیعت پا نمی‌‌گذاریم که از گرفتن حیات موجود زنده‌ای به وجد آییم! شکار تنها انعکاس بسیار جانبی از لذت طبیعت گردی ما است. به شرطی ماشه را می‌‌کشیم که مطمئن باشیم که حذف آن موجود, کمکی‌ به حفظ تناسب طبیعت است!

برای این پست از Behrang تشکر شده است : 6
001BIKALOmidreza53saeidvm68
آواتار کاربر
Behrang
 
پست: 921
تاریخ عضویت: پنج شنبه آبان 11, 91 10:57 pm
محل اقامت: Canada
تشکر کرده: 5797 بار
تشکر شده: 5631 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط reza53 » شنبه دی 16, 91 6:55 pm

هر كسی از ظن خود شد یار من، از درون من نجست اسرار من
:D

برای این پست از reza53 تشکر شده است : 2
Behrangsaeid
reza53
 
پست: 1142
تاریخ عضویت: شنبه اردیبهشت 9, 91 2:18 pm
تشکر کرده: 7433 بار
تشکر شده: 7122 بار

Re: نوشتنی ها و خواندنی ها

پستتوسط Omid » یکشنبه دی 16, 91 1:12 am

Behrang نوشته است:یا شیخ ابو امید جهرم ابن کالیفورنیایی! من هیچ ندانستی که تو این حدیث مفصل را از کجای آناتومی خاکی خود به در آورده ای؟!


اين مقامات و كراماتى كه ما اينجا براى شما زكر كرديم بواقع همون كپى پيست كرامات و مقاماتى هست كه شيخ عطار نيشاپورى در تزكره الاوليا براى شيخ بايزيد بسطامى زكر فرموده كه از جمله كرامات ايشون برگرداندن مورچه به همدان بوده و گفتن اينكه سيب لطيف است و بسى كرامات ديگر. قدرى تفنگييات و استعارات به كلام شيخ عطار افزوديم تا بانمك تر شده برى فروم مناسب گردد. هدفمان نيز خير بوده و هست.. هدف كلا اينهسيت كه شما از مقام عرفانيات و تصوف خارج گشته دست زيبا رويى بدست گرفته با ايشان و هر چه ايشان بفرمايند عمل نمايييد و سپس خود ما نيز چنين كنيم كه اين راه تصوف به جايى نميرسد. راه مستقيم همانا اين باشد تا بلكه اين تفنگ مفنگ را به كنار گزاشته رستگار شويم.. :-\ :x

برای این پست از Omid تشکر شده است : 4
BehrangBIKALreza53saeid
آواتار کاربر
Omid
 
پست: 1514
تاریخ عضویت: سه شنبه اردیبهشت 4, 91 12:13 am
محل اقامت: كاليفرنيا
تشکر کرده: 2925 بار
تشکر شده: 8486 بار

قبلیبعدی

بازگشت به عمومي

چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 2 مهمان

cron